تبليغاتX
عکس ها و شعرهای عاشقانه

عکس ها و شعرهای عاشقانه

عکس ها و شهرهای عاشقانه .

دوست ...

دوست معمولي ، دوست واقعي


دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تورا ببيند.
دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود.
دوست معمولي اسم کوچک والدين تو را نميداند.
دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد.
دوست معمولي يک جعبه شکلات براي مهماني تو ميآورد.
دوست واقعي زودتر به کمک تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز کردن ميماند.
دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت ميشود.
دوست واقعي ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟
دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.
دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند.
دوست معمولي مانند يک مهمان عمل ميکندو منتظر ميماند تا از او پذيرايي کني.
دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي ميکند.
دوست معمولي مي پندارد که دوستي شما بعد از يک مرافعه تمام مي شود.
دوست واقعي ميداند که بعد از يک مرافعه دوستي محکمتر ميشود.
دوست واقعي کسي است که وقتي همه تو را ترک کرده اند با تو مي ماند
+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 4:35 بعد از ظهر  توسط رسول  | 

سامرا

سامرا شهری مذهبی در کشور عراق می باشد. شیعیان جهان همه ساله از تمام نقاط جهان برای

زیارت آن مزار شریف به کشور عراق رهسپار می شوند . 

               اما... 

باری دیگر شیطان و شیطانیان دست به جنایتی عظیم زده و قلب شیعه را به درد آوردند.

باری دیگر به مرکز هستی جهان و جهانیان تجاوز کردند و نقشه شوم خویش را به اجرا در آوردند.

باری دیگر سیری از مسلمانان بی گناه را به خاک و خون کشیدند و بر سر خانواده های آنان چادر عزا انداختند.

بار دیگر بر مقدسات اسلام ، بالخصوص شیعه حمله ور شده و داغ تازه ای بر سینهء انسانیت گذاشتند.

به گزارش منابع پليس عراق، بامداد روز چهارشنبه، 22 فوريه، مردان مسلح به نگهبانان حرم عسگری در شهر مذهبی سامره، واقع در حدود 90 کيلومتری شمال بغداد، حمله کردند و با ورود به اين مکان و قرار دادن وسايل انفجاری در نقاط مختلف آن، باعث بروز يک رشته انفجار شدند که بخشی از حرم را ويران کرده و به گنبد طلای آن آسيب جدی رسانده است.

اين انفجار زمانی روی داد که چندين نفر در حرم حضور داشتند و گرچه هنوز خبری از تلفات احتمالی اين بمب گذاری منتشر نشده است، برخی منابع احتمال کشته يا زخمی شدن تعدادی از افراد حاضر در حرم را مطرح کرده اند.

در پی اين واقعه به چند مسجد مسلمانان سنی حمله شد که ظاهرا به تلافی انفجارها ر حرم عسگری بوده است.

در حاليکه حملات اخير به محله های شيعه نشين به تلاش مخالفان دولت عراق برای ايجاد درگيری فرقه ای در اين کشور تعبير شده، پس از انتشار خبر بمب گذاری در حرم عسگری، چند هزار تن از زايران و اهالی شهر، که پرچم های ملی عراق، بيرق های عزاداری و نسخه های قرآن را در دست داشتند به خيابان های اطراف حرم ريختند و دست به تظاهرات زدند.

تظاهرکنندگان از دولت خواسته اند تا عاملان اين حمله را بيابد و به مجازات برساند و تهديد کرده ند که اگر مقامات دولتی در اين امر کوتاهی کنند، خود دست به اقدام خواهند زد.

از برگزاری تظاهرات اعتراضی ديگری در ساير نقاط عراق نيز خبر رسيده و تظاهرکنندگان بمب گذاری در حرم عسگری را محکوم کرده و خواستار مقابله با اين حملات شده اند.
حرم عسکری در سامره
حرم عسکری مدفن دو تن از امامان شيعه از زيارتگاههای عمده شيعيان است

آيت الله علی سيستانی، از مراجع مهم شيعيان در عراق، با صدور بيانيه ای به مناسبت اين بمب گذاری يک هفته عزا اعلام کرد و ابراهيم جعفری، نخست وزير اين کشور، در سخنانی که از تلويزيون اين کشور پخش شد، ضمن اعلام سه روز عزای ملی، حمله کنندگان را مخالفان وحدت ملی عراق خواند.در ایران نیز به دنبال این فاجعه عظیم دینی و انسانی یک هفته عزای عمومی اعلام شده است .

شهر سامره محل تبعيد و حرم مدفن امامان دهم و يازدهم شيعيان است که همچنين اعتقاد دارند امام دوازدهم نيز از اين شهر به غيبت رفته است.

بمب گذاری در حرم عسگری سامرا از سوی رهبران مذهبی شيعيان و ساير مقامات مذهبی سامره به شدت محکوم شده است و اتومبيل های حامل بلندگو در نقاط مختلف شهر به پخش اين بيانيه های مبادرت کرده اند.

روز سه شنبه نيز انفجار يک اتومبيل بمب گذاری شده در يکی از محلات عمتا شيعه نشين بغداد دست کم 22 کشته و حدود سی زخمی برجای گذاشت.

در حاليکه تلاش سياستمداران عراقی برای تشکيل دولتی فراگير با شرکت گروه های مختلف قومی و مذهبی ادامه دارد، حملات اخير به تلاش مخالفان دولت برای ايجاد اختلاف فرقه ای و بی ثباتی در اين کشور تعبير شده است.

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 4:29 بعد از ظهر  توسط رسول  | 

راحت باش ...

تمام دنیا یک طرف     همه خوبی ها یک طرف    و تو یک طرف

من تو را با چیزی قیاس نمی کنم     و تو را با دنیایی عوض نمی کنم  

تو شیرینی زندگی من هستی   می خواهم زمان بایستد    وقتی با تو هستم  

صدای دلنشینت آرام بخش روح پر تلاطم من است

آنوقت چگونه با تو صحبت نکنم     هر روز آرزو می کنم     یک لحظه دیدن تو را 

و با دیدنت   این یک لحظه   می خواهم که سالها طول بکشد  

ولی باور کن     من به این یک لحظه هم راضیم  

فقط تو راحت باش      برایم کافیست......

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 4:26 بعد از ظهر  توسط رسول  | 

امشب

امشب تنهايی لحظه ای مرا به حال خود رها نمی کند

امشب خيلی دلم تنگ است امشب بد جور اين دل عاشق هوايت را کرده فقط تو را می خواهد تويی که با يک نگاه هر طوفانی را به ارامش تبديل می کنی.

بيا و نگاهت را به من ارزانی دارتا از عطشی که سراسر وجودم را فرا گرفته کمی کاسته شود.

دلم تنگ است برای نگاهت برای ان چشمان زيبايت برای ان نجابت هميشگيت.

چند روزيست به هر جا می نگرم فقط تو را می بينم تويی که عشق را دوستی را محبت را به من اموختی.

ميخواهم گريه کنم اما نمی دانم سر بر کدام شانه نهم تا اشکها يم جاری شوندهر چه می گردم کسی نيست تا سر بر شانه هايش نهم و زار زار گريه کنم

 ولی می دانم يک روز می ايی و می شوی مرهمی بر دل عاشق من.

امشب را نيز با دلتنگی سر می کنم به اين اميد که اين دلتنگی ها به پايان رسد ولی اين را می دانم که امشب اخرين شب نخواهد بود و شب های زيادی را پيش رو دارم...

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 4:23 بعد از ظهر  توسط رسول  | 

نوشته

 

برای من نوشته
گذشته ها گذشته
تمام قصه هام هوس بود
برای او نوشتم
برای تو هوس بود
ولی برای من نفس بود

كاشكی خبر نداشتی
دیونه نگاتم
یه مشت خاك ناچیز
افتاده ای به زیر پاتم
كاشكی صدای قلبت
نبود صدای قلبم
كاشكی نگفته بودم
تا وقت جون دادان باهاتم


نوشته هرچه بود تموم شد
نوشتم عمر من حروم شد
نوشته رفته ای زیادم
نوشتم شمع رو به بادم
نوشته در دلم هوس مرد
نوشتم دل توی قفس مرد

كاشكی نبسته بودم
زندگیمو به چشمات
كاشكی نخورده بودم
به سادگی فریب حرفات

لعنت به من كه آسون
به یك نگات شكستم
به این دل دیونه
راه گریز و ساده بستم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 12:40 بعد از ظهر  توسط رسول  | 

تنهایی

 

نظر لطفا

هیچ کس تنهایی ام را حس نکرد...لحظه های ویرانیم را حس نکرد ...در تمام لحظه هایم هیچ کس خلوت تنهاییم را حس نکرد...آسمان غم گرفته ام هیچگاه برکه طوفانیم را حس نکرد...آن که سامان غزل هایم اوست بی سر و سامانیم را حس نکرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 12:38 بعد از ظهر  توسط رسول  | 

دوستی و خصم

دوستي با هر كه كردم خصم مادرزاد شد
آشيان هر جا نهادم خانه صياد شد
آن دوست كه با خون جگر پرورده بودم
وقت مردن بر سر دار آمد و جلاد شدUpgrade your email with 1000's of emoticon icons
         Upgrade your email with 1000's of emoticon icons  Upgrade your email with 1000's of emoticon icons  Upgrade your email with 1000's of emoticon icons  Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
مرگ مال من 
زندگي مال تو
سختي مال من
آرامش مال تو
همه چي مال تو
ولي تو مال من   
   Upgrade your email with 1000's of emoticon icons   Upgrade your email with 1000's of emoticon icons  Upgrade your email with 1000's of emoticon icons  Upgrade your email with 1000's of emoticon icons 

خوش باشيد


+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط رسول  | 

گریه

گر یه

دير زمانی است که ميخواهم برای از دست دادنت گريه کنم...
امّا افسوس که يادم آمد که همه اشک هايم را
                                         برای به دست آوردنت ريختم...

     

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط رسول  | 

یاد تو

 

دوباره یاد توست که این دل تنها را بیدار نگه داشته است ،دلم میخواهد دیوارهای

روبرویم همه پنجره شوند ... و من تو را در چشمانم بنشانم ...چشمهایی که انتظار تو را کشیدند ،

و برای دوری از تو و نبودنت گریه کردند ... و بسیاری از دردها و غمها را دیدند ... و حرفی بر زبان نیاوردند .

باز غمگین از نبودن تو در کنارم ،در گوشه ای همیشه خلوت و گرفته کز کرده و

به تو می اندیشم ...از اینکه تنها نشسته ام افسوس میخورم ...کاش میتوانستم تنهاییم را

برایت معنا کنم واز گوشه به گوشه ی این دل غریب و غم گرفته ام برایت زمزمه کنم !!!

بگذار دردهایم را فقط با دستان تو در مان کنم ...و حرفهایم را فقط با چشمان تو

در میان بگذارم ...

بگذار که تا ابد چشمان من انتظار تو را فقط بکشند ...این چشمها را رد نکن که

که برایدیدنت عجیب مشتاق و بی تابست ...

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 3:23 بعد از ظهر  توسط رسول  | 

قلبت رو پس نمیدم

قلب  مهربونت مال  خودمه  مال خود خودم   نه  به تو  به  هیچ کی  نمیدمش 

آره با قلدریه تمام میگم  کی  می خواد  حرف بزنه ؟ها؟   به هیچ  کی قلب مهربونت رو نمیدم

میدونی  سرمایه ی  من تو این دنیا چیه؟  نه نمیدونی  نمیدونی

سرمایه ی  من تویی  عزیزم

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 10:10 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

الهی

به نام الله

 

الهی
به رحمتت قلبهایمان را محفل انس خویش قرار ده
که با یادت دلمهامان آرام می گیرد

الهی
هر تپش قلب با یاد توست
که با یادت نفس می کشیم و زنده ایم
بی یادت مرده ای بیش نیستیم

الهی
دلهامان را با نور معرفتت روشن گردان
و چراغ راه هدایت را بر ما برافروز
که منتظریم 
منتظریم تا راه زندگی را با راهنمایمان طی کنیم

الهی
تو که عزیز جانی
جانمان را در راهت بستان
تا ما نیز الهی شویم

الهی
ما را شایسته عشقت گردان
که دوست داشتن تو بر ما آشکار است
ما را نیز از رحمت دوست داشتنت برخوردار ساز
که در هر نفس تو را یاد کنیم

الهی
یاریمان فرما
که به تو محتاجیم
بعد از هدایت و روشن گریت
ما را از راه حقت منحرف نگردان
و لحظه ای ما را به خود وا مگذار

ای مهربانترین مهربانان

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 10:3 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

عاشق

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 9:59 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

عشق

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 9:57 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

کوزه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 9:54 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

دوستت دارم رو با چه زبونی بهت بگم

shayan

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

عشق یعنی ...

 

 

 

  عشق یعنی مستي و ديوانگي ....عشق يعني با جهان بيگانگي... عشق يعني شب نخفتن تا سحر....عشق يعني سجده با چشمان تر..... عشق يعني در جهان رسوا شدن..... عشق يعني اشک حسرت  ريختن..... عشق يعني لحظه هاي التهاب.... عشق يعني لحظه هاي ناب ناب.... عشق يعني قطره و دريا شدن.... عشق يعني ديده بر در دوختن.... عشق يعني در فراقش سوختن.... عشق يعني خون دل يعني جفا.... عشق يعني درد و دل يعني صفا...عشق يعني يك شهاب و يك سراب.... عشق يعني يك سلام و يك جواب....عشق يعني يك نگاه و يك نياز.... عشق يعني عالمي راز و نياز....عشق يعني تا ابد فاني شدن..... عشق يعني عابد و زاهد شدن... عشق يعني همچو ليلا خون شدن یا چو مجنون راهی صحرا شدن ....عشق یعنی تیشه فرهاد ها.... عشق یعنی عالم فریاد ها....عشق یعنی زخم کوه بیستون ....عشق یعنی ناله های درد و خون..... عشق یعنی یکه و تنها شدن ....عشق یعنی التماس  انتظار...عشق یعنی تا ابد با من بمان..................

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 11:34 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

عشق یعنی ...

 شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟ "
استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! "
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ "
و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."
استاد گفت: " عشق يعنی همين! "

شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ "
استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! "
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."
استاد باز گفت: " ازدواج هم يعنی همين!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 11:32 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

خوش اومدید فقط نظر بدین آخه نظرات شما خیلی برای من مهمه ...

خوش اومدید

عزیزان به وبلاگ من خوش اومدین نظر یادتون نره...

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 11:29 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

دوستت دارم ...

گویند شقایق ها نمی میرند ، تا

 

مرگ شقایق ها دوستت دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 11:28 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

خلوتم رو نشکن

تقدیم به تمام عاشقان

خلوتم را نشكن

شايد اين خلوت من كوچ كند

به شب پروانه

به صداي نفس شهنامه

به طلوع اخرين افسانه

و غروبي كه در ان

نقش ديوانگي يك عاشق

بر سر ديواري پيدا شد.

خلوتم را نشكن

خلوتم بس دور است

ز هواي دل معشوق سهند

خلوتم راه درازي ست ميان من و تو

خلوتم مرواريد است به دست صياد

خلوتم تير وكماني ست به دست ارش

خلوتم راه رسيدن به خداست

خلوتم را نشكن

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 11:26 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

گریه برای عشق

گریه برای عشق

اگه یه روز چشمات پر اشک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی صدام کن.

بهت قول نمی دم که ساکتت کنم...ولی قول می دم که پا به پات گریه کنم

گریه برای عشق

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 11:22 قبل از ظهر  توسط رسول  | 

سلام

سلام خدمت همه دوستان من رسول هستم . می خوام اگه بشه با همکاری شما یه وبلاگ عاشقانه توپ راه اندازی کنم . ممنون میشم اگه همکاری کنید .
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط رسول  |